تعریف نکاح

 

عقد ازدواج بین مرد و زن منعقد می‌گردد. طرفین عقد نکاح (ازدواج ) را زوج و زوجه می نامند، نکاح یک عقد اذنی بوده و به دلیل اهمیت تشکیل خانواده در قانون و در شرع، این عقد بدون تشریفات مخصوص منعقد می گردد. نکاح عقدی غیر مالی ست که آثار مالی نیز دارد. از جمله آثار مالی آن می توان به نفقه و مهریه اشاره کرد. نفقه به هزینه های جاری زوجه گفته می شود که پرداخت آن بر عهده زوج است و اصولا در طول زندگی مشترک زوجین پرداخت می‌شود و می تواند میزان دقیقی نداشته باشد اما مهریه معمولا مبلغ مشخصی است و با اینکه به محض انعقاد عقد نکاح، به عنوان حق زوجه تلقی می گردد اما معمولا پس از طلاق ( طلاق غیابی) طلب می شود. ازدواج دو نوع است، دائمی و موقت.

نکاح دائم آن است که بدون تعیین مدت بوده و در صورت فوت یکی از طرفین، ازدواج منحل می‌گردد مگر قبل از آن، طلاق به هر نحوی (طلاق غیابی و…) حاصل شود. نکاح موقت، به ازدواجی گفته می شود که طرفین ضمن انعقاد عقد، برای پابرجا بودن آن مدت تعیین می کنند و مسلما پس از سپری شدن مدت تعیین شده، نکاح خود به خود منفسخ می شود.

برای انحلال عقد نکاح راه های مختلفی در قانون نام برده شده از جمله: طلاق، بذل مدت، فسخ نکاح

بعضی از موارد بالا مربوط به عقد نکاح دائم و بعضی مربوط به نکاح موقت و حتی بعضی مشترک بین هر دوست.

 

طلاق

 

طلاق راه انحلال عقد نکاح دائم است و در نکاح موقت طرفین نمی توانند با طلاق (طلاق غیابی) به زندگی زناشویی خود پایان بدهند. نکاح دائم با فسخ نکاح نیز منحل می گردد همچنین نکاح موقت نیز با فسخ منحل می شود به عبارتی، فسخ نکاح در نکاح دائم و موقت مشترک است. نکاح موقت با بذل مدت یعنی بخشیدن باقی مانده مدت تعیین شده در نکاح موقت به ازدواج پایان داده شود.

حق طلاق ( طلاق غیابی) با مرد است به این معنا که زوج هر زمان که بخواهد می تواند زوجه را طلاق دهد، اما در برخی از موارد زوج با رضایت خود، ضمن عقد نکاح، حق طلاق را به زوجه می‌دهد، اصطلاح اعطای حق طلاق به معنای ساقط کردن حق طلاق از مرد پس از اعطای آن به زوجه نیست در حالی که این اعطای حق به معنای وکالت در توکیل از سمت زوج به زوجه برای پیگیری روند طلاق می باشد.

 

انواع مهریه 

 

از دیگر تفاوت های بین نکاح دائم و موقت می توان به مهریه و نفقه و ارث اشاره کرد: مهریه در عقد نکاح دائم می تواند پس از انعقاد عقد تعیین شود یا پس از تعیین مهریه در زمان انعقاد، می‌توان میزان آن را کم یا زیاد کرد. اما در عقد نکاح موقت، تعیین میزان مهریه شرط لزوم انعقاد عقد است و اگر میزان مهریه معین نباشد، عقد منعقد نمی گردد.

مهریه به دو نوع تقسیم می شود: عندالمطالبه و عندالاستطاعه

منظور از عندالمطالبه زمانی است که مهریه به محض انعقاد عقد، به مالکیت زوجه در می آید اما مهریه عندالاستطاعه به مهریه ای گفته می شود که زوجه برای گرفتن آن لازم است، تمکن مالی زوج را ثابت نماید سپس تقاضای مهریه کند. سومین مورد اختلاف بین عقد نکاح دائم و موقت، ارث است. ارث در عقد نکاح دائم بین زن و مرد اجرا می شود اما زوجین در عقد نکاح موقت از یکدیگر ارث نمی برند.

 

طلاق غیابی چیست؟

 

یکی از انواع طلاق، طلاق غیابی است که در ادامه به آن پرداخته می شود. اگر دادخواستی علیه شخصی داده شود و خوانده یعنی کسی که علیه او خواسته مطرح شده است ابلاغیه وقت رسیدگی دادگاه را به شخصه تحویل نگرفته باشد و به تعبیر حقوقی بر طبق ماده ۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی به او ابلاغ نشده باشد و یا این که در جلسات دادگاه حاضر نشود و لایحه نیز در ماهیت نداده باشد، در صورت محکوم شدن او رای صادره غیابی است.

رای غیابی ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ در همان شعبه قابل واخواهی است و کسی که رای غیابی علیه او صادر شده است می تواند در ظرف مدت مذکور از دادگاه با ذکر دلیل تقاضای واخواهی و رسیدگی مجدد کند.

طلاق غیابی می تواند از طریق زوج یا زوجه باشد.

 

طلاق غیابی از طرف مرد

 

بر طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی حق طلاق در اختیار مرد است. لذا اگر مردی دادخواست طلاق به طرفیت همسرش بدهد چه زن در دادگاه حاضر شود و یا حضور پیدا نکند و لایحه نیز ندهد قطعا رای طلاق صادر خواهد شد ولی در حالت دوم رای صادره طلاق غیابی است و زن می تواند در مهلت قانونی واخواهی کند. آنچه اهمیت دارد این است که رای طلاق به درخواست مرد از سوی دادگاه صادر می شود.

ولی ثبت طلاق منوط است به پرداخت حقوق مالی زن (زوجه) که در رای دادگاه منعکس می گردد.

بعد از صدور حکم طلاق غیابی به درخواست زوج اگر مهریه قبلا توسط زوجه مطالبه نشده باشد زوج در صورت مصر بودن و عدم توانایی پرداخت یک جای مهریه می تواند دادخواست اعسار از پرداخت مهریه را به همان شعبه صادر کننده طلاق به طرفیت زوجه تقدیم کند. دادگاه در صورت حضور نیافتن زوجه یا نبودن او با توجه به شهادت شهود زوج، مهریه را تقسیط می کند.

 

طلاق غیابی از طرف زن

 

اگر زنی به طرفیت شوهر دادخواست طلاق غیابی بدهد و زن دلیلی محکمه پسند برای طلاق ارائه کند و شوهر علی رغم ابلاغ در دادگاه حاضر نشود، لایحه ندهد و اخطاریه دادگاه هم به او ابلاغ واقعی نشده باشد رای طلاقی که از سوی دادگاه صادر می شود غیابی است.

یکی از مواردی که بر طبق قانون زوجه می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند این است زوج (شوهر) به مدت ۴ سال تمام مفقود باشد در این صورت مطابق ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی تقاضای طلاق می شود.

اگر مرد (شوهر) شروط چاپی عقدنامه را امضا کرده باشد بر طبق بندهای ۸ و ۱۱ عقدنامه ترک منزل به مدت ۶ ماه هم از موجبات طلاق خواهد بود و اگر مرد در دادگاه حاضر نشود رای طلاق غیابی است.

اگر زنی از شوهر وکالت در طلاق کامل داشته باشد، می تواند با انتخاب وکیل دادگستری به وکالت از شوهر و بدون حضور او و از طریق طلاق توافقی مراحل طلاق را طی کند.

 

عدم توانایی مرد در پرداخت نفقه مجوز طلاق غیابی از طرف زن است

 

ممانعت و یا عدم توانایی مالی شوهر در پرداخت نفقه است، طبق ماده ۱۱۲۹ قانوم مدنی: اگر شوهر توانایی مالی در پرداخت نفقه را نداشته باشد و یا از پرداخت آن خودداری کند زن می تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید در این صورت دادگاه در ابتدا شوهر را ملزم به پرداخت نفقه خواهد کرد در صورت خودداری ، دادگاه شوهر را مجبور به طلاق خواهد کرد و اگر شورهر دوباره خودداری کرد و زن را طلاق نداد، نماینده دادگاه به جای شوهر اقدام به طلاق خواهد کرد. در حالت دیگر قاضی حکم طلاق زن را صادر می نماید در هر دو حالت در صورتی که شوهر در دادگاه حاضر نشود و لایحه هم ندهد رای غیابی خواهد بود.

 

مهریه در طلاق غیابی

 

مهریه از حقوق زوجه است که به محض انعقاد عقد نکاح به مالکیت زوجه در می آید، نوع طلاق در تعلق مهریه به زوجه تاثیری ندارد و طلاق از هر نوع که باشد، مهریه را از زن ساقط نمی کند.

 

راه‌های طلاق غیابی

 

طلاق غیابی بیشتر از سوی زوجه مطرح می‌شود چون طبق قانون حق طلاق با مرد است و این زوجه است که باید دادگاه را به طلاق مجاب نماید تا با مقاومت شوهر خود مواجه نشود.

اگر یکی از زوجین خواهان طلاق غیابی است و تمایل دارد که طلاق بدون مقاومت طرف مقابل صورت گیرد با عدم اعلام نشانی و یا خبر نداشتن از محل وی دادخواست طلاق را مطرح نماید و برای ابلاغ درخواست درج آگهی در اوراق قضایی و اخطاریه‌ها و جلسات رسیدگی در روزنامه محلی را بنماید.

دعوای طلاق در صورتی که غیابی باشد تا ۲۰ روز قابل واخواهی (یعنی اعتراض به رای غیابی) است و تا ۲۰ روز قابل تجدید نظرخواهی است و بعد از گذشت ۶٢ روز از ابلاغ به خوانده و یا اگهی در روزنامه قابل اجرا است.

 

نمونه دادخواست طلاق غیابی از سوی زن

 

ریاست محترم دادگاه خانواده ؛

با سلام،

احتراما به استحضار می رساند اینجانب ……….. به موجب سند ازدواج شماره ……………. که تصویر آن پیوست دادخواست تقدیم شده است ، در تاریخ……………. با خوانده ازدواج دائم نموده ام که متاسفانه بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک ، خوانده مرا ترک و به محل نامعلومی عزیمت نموده و علی رغم سپری شدن مدت ……… سال ، اینجانب و سایر بستگان هیچ گونه اطلاعی از حیات و ممات و همچنین محل زندگی ایشان به دست نیاورده ایم . لذا با تقدیم این دادخواست ، تقاضای صدور حکم طلاق غیابی از محضر دادگاه محترم مورد استدعاست .

نمونه دادخواست طلاق غیابی از سوی زوج

خواهان: …… مشخصات زوج( شوهر ) خوانده: ………. مشخصات زوجه( زن )

وکیل یا نماینده قانونی: ……..( در صورت داشتن وکیل، نام و نام خانوادگی و مشخصات وکیل نوشته می شود )

خواسته یا موضوع و بهای آن: تقاضای طلاق ( صدور گواهی عدم امکان سازش )

دلایل و منضمات دادخواست: ١) فتوکپی مصدق عقدنامه

شرح دادخواست:

ریاست محترم دادگاه خانواده ….

با سلام

احترام به استحضار می رساند: با توجه به عقد نامه پیوستی اینجانب …… ( خواهان ) و زوجه خانم …… به تاریخ …….. با عقد دائم ازدواج نموده ایم. مدت ……. سال/ ماه از زندگی مشترک می گذرد . حاصل زندگی …. فرزند ….. ساله می باشد ( هیچ فرزندی نداریم.) حال توجها به اختلاف و ناراحتی های پیش آمده و عدم امکان ادامه زندگی مشترک و سوء رفتار نامبرده به استناد ماده ١١٣٣ قانون قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم نامبرده را دارم.

شرایط: تقاضای صدور حکم به حضانت اینجانب …. برای فرزندم را دارم. از لحاظ مالی معسر بوده و تقاضای تقسیط مهریه زوجه ام را دارم . ( /مهریه را یکجا پرداخت می کنم) اجرت المثل کاری همسرم را تا روز طلاق با تعیین مبلغ از طرف دادگاه به صورت یکجا می پردازم.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پست های مرتبط