وقتی زوجین به این نتیجه برسند که ادامه زندگی در کنار هم برایشان مشقت بار است معمولا تصمیم می گیرند که از هم جدا شوند و برای این مقصود نسبت به طلاق اقدام نمایند. طلاق در صورتی محقق می شود که عقد نکاح دائم باشد و در خصوص نکاح موقت طلاق جاری نمی شود.طلاق انواع گوناگونی دارد که اعم از رجعی یا یاین می باشد،ازجمله اقسام طلاق باین طلاق خلع و مبارات می باشد.در طلاق باین برای زوج حق رجوع در ایام عده وجود ندارد.بین طلاق خلع و مبارات تفاوت می باشد به این معنا که در طلاق خلع کراهت و بیزاری یک طرفه است و در این طلاق زوجه از زوج کراهت دارد و حاضر است با بخشش مال از همسر خود جدا شود در حالی که در طلاق مبارات بیزاری دو سویه می باشد و زوج و زوجه هر دو از هم کراهت دارند و مال مورد بخشش در اینجا نمی تواند بیش از مهریه باشد.

طلاق به معنی منحل شدن عقد نکاح دائم می باشد،با اجرای صیغه طلاق رابطه زوجیت قبلی از بین می رود ،طلاق اقسامی دارد که یکی از آنها طلاق خلع می باشد که در زیرمجموعه طلاق بادن قرار می گیرد.  در بند سوم ماده 1145 قانون مدنی به طلاق خلع به عنوان یکی از اقسام طلاق باین اشاره شده است.اما در خصوص اینکه طلاق خلع چیست قانون مدنی تعریفی از این طلاق بیان کرده کرده  است براساس ماده 1146 قانون مدنی: «طلاق خلع آن است که زن به دلیل کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به وی می‌دهد، طلاق بگیرد؛ اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن یا بیشتر یا کمتر از مهر باشد.»
در واقع می توان اینگونه بیان کرد که طلاق خلع آن است که زن به حدی از  با شوهرش  کراهت داشته باشد که ادامه زندگی با همسرش برای او مشقت بار باشد و نتواند این حال را تحمل کند و در مقابل شوهرش نیز حاضر به طلاق او نباشد.در این صورت زن برای اینکه بتواند طلاق بگیرد و مالی را به همسرش می دهد که ممکن است بیشتر ،کمتر و یا معادل مهریه باشد.در بین عامه مردم وقتی زنی می خواهد از این نوع طلاق استفاده کند با عبارت مهرم حلال جونم آزاد مقصود خود را بیان می دارد.

طلاق خلع که در ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی به آن اشاره شده است طلاقی است که در آن زن به دلیل کراهت از شوهر خود، در مقابل پرداخت مالی به او، طلاق می‌گیرد. این مال ممکن است عین مهر، معادل آن و یا بیشتر یا کمتر از مهریه باشد. به مالی که زوجه به زوج می‌بخشد فدیه گفته می‌شود و می‌تواند دین، منفعت یا عین باشد.

در مورد مقدار فدیه قانون خاصی وجود ندارد و میزان آن با توافق طرفین تعیین می‌شود.

برای مثال نفقه و یا اجرت شیر دادن به فرزند در مدت معین می‌تواند به عنوان فدیه در نظر گرفته شود.  به طور کلی طلاق به معنی انحلال عقد نکاح دائم است و حق طلاق بر اساس قانون متعلق به زوج است. با این حال در مواردی مانند طلاق خلع زوجه می‌تواند از زوج جدا شود. در این مقاله به بررسی موضوع طلاق خلع، شرایط و نکات مربوط به آن می‌پردازیم.

براساس نص ماده 1146 قانون مدنی طلاق خلع دارای دو رکن اصلی می باشد که عبارت است از:
   1  . کراهت زوجه
کراهت زن از شوهر: براساس  ماده 1146 قانون مدنی  یکی از ارکان اساسی طلاق خلع که بدون وجود آن خلع محقق نمی گردد، کراهت زوجه از زوج است که این کراهت ممکن است ذاتی یا عارضی باشد؛ ذاتی مانند این که زوجه از صورت یا سیرت زوج کراهت و تنفر دارد به نحوی که تحمل او برایش دشوار باشد. عارضی مانند این که زوج در اثر ازدواج با زن دیگری و یا ندادن نفقه و مسائلی از این قبیل تنفر و انزجار زوجه را بر می انگیزد.
   2  . فدیه
دادن مالی از سوی زن به مرد در مقابل انجام طلاق، تا وی را از زوجیت رها سازد؛  به مالی که زوجه می بخشد به اصطلاح  فداء یا فدیه می گویند که می تواند عین، دین یا منفعت باشد. در خصوص مقدار این مال، ضابطه مشخصی وجود ندارد و به نحوه توافق طرفین بستگی دارد که در این صورت ممکن است همان مهریه یا غیر آن یا مالی به ارزش کمتر یا بیشتر از مقدار مهریه باشد. همچنین نفقه که در ذمه شوهر است یا اجرت شیر دادن فرزند در مدت معین می تواند فدیه قرار گیرد زیرا در این ماده از واژه معادل مهر نیز استفاده شده است.

طلاق خلع دارای ایجاب و قبول  می باشد که توسط زوجین یا وکیل آن ها اظهار می شود؛ بدین نحو که زوج می گوید «خلعتک علی کذا» یعنی تو را به این مبلغ خلع کردم و یا می گوید «خالعتک علی کذا» و یا «زوجتی مختلعه علی اکذا» که همان معنی را می دهد و زن در جواب می گوید «قبلت» و خلع واقع می شود؛ البته به وکالت نیز می شود صیغه خلع را اجرا کرد. به هر صورت، توالی عرفی ایجاب و قبول باید رعایت شود.

طلاق مبارات نیز یکی از اقسام طلاق باین می باشد به این معنا که در این نوع طلاق امکان رجوع برای زوج در مدت عده وجود ندارد.طلاق مبارات مثل طلاق خلع ناشی از بیزاری و کراهت می باشد با این تفاوت که در طلاق مبارات تنفر و بیزاری دو طرفه می باشد و زوجین از هم متنفر هستند.ماده 1147 قانون مد نی به تعریف این طلاق پرداخته است براساس ماده 1146:طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد،ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد.
از انتهای ماده 1146 به تفادتی دیگر از این نوع طلاق نسبت به طلاق خلع برمی خوریم و آن این است که در طلاق مبارات برخلاف طلاق خلع فدیه نمی تواند مازاد بر مهریه باشد.

ماده 1147 شرایط لازم برای تحقق طلاق مبارات را از قرار ذیل قرار داده است:

  1. کراهت زوجین از یکدیگر

برای اینکه طلاق مبارات واقع بشود می بایست زن و مرد از همدیگر تنفر داشته باشند و نتوانند زندگی زناشویی را با هم ادامه بدهند.بنابراین اگر کراهت و بیزاری فقط از طرف زن باشد طلاق واقع شده ،طلاق خلع می باشد.نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که در صورتی که مردی از زنش تنفر داشته باشد و به این دلیل نسبت به طلاق همسر خود اقدام نماید طلاق واقع شده ،طلاق خلع نمی باشد.

۲-پرداخت فدیه
در طلاق مبارات به مانند طلاق خلف فدیه ای پرداخت می شود با این تفاوت که در این نوع طلاق فدیه پرداختی نباید بیش از میزان مهریه باشد.علت این امر به واسطه کراهیت دو زرف نسبت به هم می باشد و دور از انصاف است که برای انحلال نکاح بیش از آنچه مهر قرار داده شده زن بذل (بخشش)نماید.
نکته: بعضی از فقهاء به استناد روایتی در مبارات دادن فدیه به مقدار مهر را اجازه نداده اند و مرد را مستحق مقدار زائد ندانسته اند.
نکته: بخشش بیش از میزان مهریه در طلاق مبارات ،هبه محسوب می شود و تابع قواعد مبارات نیست.

طلاق مبارات باتوجه به اینکه در مقابل بخشش مال از طرف زن واقع می شود، مثل عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده را لازم دارد. صیغۀ طلاق مبارات ممکن است بکلمۀ مشتق از طلاق گفته شود، چنانکه زن بگوید: مهرم را بتو می دهم که تو مرا طلاق مبارات دهی، شوهر در جواب او بگوید: انت طالق علی کذا. چنانچه به کلمۀ مشتق از مبارات شوهر طلاق گوید، ناچار متعاقب آن باید کلمۀ انت طالق علی کذا گفته شود، مثلًا چنانچه شوهر بگوید: بارأتک علی کذا، باید آن را به عبارت انت طالق علی کذا تکمیل نماید، زیرا کلمات مشتق از مبارات صریح در طلاق نمی باشند.

طلاق خلع و مبارات دارای عده می باشند براساس ماده 1151 قانون مدنی ، طلاق خلع و مبارات نیز مانند سایر انواع طلاق عده دارد . عده طلاق خلع و مبارات بر اساس این ماده سه طهر است . البته اگر زن به دلایلی همچون بیماری یا غیره عادت ماهیانه نبیند ،  براساس بخش انتهایی ماده 1151،عده طلاق خلع و مبارات سه ماه خواهد بود . در خصوص زنانی هم که باردار هستند ، مدت زمان عده طلاق خلع یا مبارات براساس ماده 1153 قانون مدنی تا پایان وضع حمل آنان است .

طلاق خلع و مبارات دارای شباهت هایی باهمدیگر می باشند که از جمله آنها:

  1. هردو از اقسام طلاق باین بوده و در آنها مرد حق رجوع در مدت عده را ندارد.
  2. هردو به دلیل تنفر و کراهت واقع می شوند.
  3. هر دو در مقابل بخشش مال (فدیه) واقع می شوند.
  4. هردو مربوط به عقد و نکاح دائم می باشند.
  5. در هردو طلاق عده وجود دارد و زن ملزم به رعایت عده می باشد.

درست است که طلاق خلع و مبارات هردو از اقسام طلاق بائن می باشند و در هردوی آنها حق رجوع برای مرد در ایام عده وجود ندارد اما این دو طلاق با وجود شباهت ها دارای تفاوت هایی نیز باهم می باشند از جمله:

  1. در طلاق مبارات برخلاف طلاق خلع که کراهت یک طرفه می باشد،کراهت و بیزاری زوجین از همدیگر سبب طلاق است.
  2. در طلاق مبارات برخلاف طلاق خلع که فدیه می تواند افزون بر مهریه باشد،فقط تامیزان مهریه می باشد و افزون بر آن مورد قبول نمی باشد.
  1. در طلاق خلع، تنها زوجه است که نسبت به شوهرش بی میل است و کراهت دارد، لکن در مبارات دو طرف نسبت به هم بی رغبت و بی علاقه هستند و تمایلی به ادامه زندگی ندارند و خواستار جدایی از یکدیگرند.
  2. در مبارات مالی که زن پرداخت می‌نماید نباید بیش از مقدار مهریه باشد چرا که هر دو طرف تمایل به جدایی از یکدیگر دارند، ولی در طلاق خلع چنین نیست و ممکن است که فدیه‌ای که بذل می‌گردد بیشتر، کمتر و یا حتی مساوی با میزان و مقدار مهریه مندرج در عقدنامه باشد.
  3. در نهایت باید یک نکته را توجه نمود و آن عبارت است از اینکه برخی بیان می‌دارند که طلاق خلع و مبارات، با طلاق توافقی تفاوت دارد و مهمترین تفاوت آن ها در امکان رجوع آن هاست.
  4. در طلاق توافقی، امکان اینکه طرفین به یکدیگر رجوع نمایند وجود دارد، این در حالی است که رجوع در طلاق خلع و همچنین طلاق مبارات وجود ندارد.
  5. در طلاق خلع و مبارات تا زمانی که زوجه مال بخشیده و بذل شده را درخواست ننماید، طلاق باین است و مرد هیچ حق رجوعی ندارد و از این رو زوجه حقی مبنی بر نفقه نداشته و از او حتی ارث نمی‌برد.
png نویسنده

براساس ماده 1145 قانون مدنی طلاق خلع و مبارات از اقسام طلاق باین می باشند و در هر دوی آنها حق رجوع برای مرد در ایام عده وجود ندارد.

در صورتی که قصد طلاق خلع یا مبارات را دارید باید ابتدا دادخواست خود را به دادگاه خانواده ارائه دهید و در دادخواست به تنفر و انزجار اشاره نمایید. پس از تقدیم دادخواست، دادگاه خانواده برای رسیدگی به آن نوبت تعیین می‌کند. تعیین نوبت به این معناست که به دستور دادگاه تاریخی برای رسیدگی به دعوا تعیین می‌شود. این تاریخ علاوه بر اینکه در دفتر دادگاه نوشته می‌شود به دستور قاضی به طرفین دعوا، یعنی زن و شوهر، نیز ابلاغ می‌شود. 
براساس مقررات فعلی ابتدا زوجین  باید در جلسات مشاوره و غربالگری بهزیستی شرکت کرد.  بعد از آن پرونده به شورای حل اختلاف ارجاع می شود و در صورت عدم حصول سازش رسیدگی اصلی به طلاق خلع و صدور حکم در دادگاه خانواده است.پس از اینکه دادخواست ارائه و ثبت شد پرونده در مجتمع قضایی دادگاه‌های خانواده مطرح شده و پس از آن  به یکی از شعبات دادگاه عمومی خانواده مستقر در آن مجتمع ارجاع و در آنجا ثبت می‌شود. دفتردار شعبه پس از ثبت پرونده حاضر آن را به نظر قاضی محترم دادگاه می‌رساند. دادگاه محترم نیز در وقت فوق‌العاده اقدام به رسیدگی می‌کند. طرفین دعوای خانواده اظهارات خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام می‌کنند و دادگاه ضمن اعلام ختم جلسه رسیدگی، قرار ارجاع امر به داوری را صادر می‌کند. طرفین داور خود را معرفی می‌کنند و داوران نیز اعلام‌نظر می‌کنند مبنی بر اینکه سازش موثر نبوده و طرفین حاضر به ادامه زندگی نیستند.در آخر، دادگاه دوباره از زن سوال می‌کند که آیا بر‌خواسته خود که طلاق است پابرجاست یا خیر؟ در این‌صورت اگر زن از خواسته خود  در طلاق خلع کوتاه نیاید و یا در طلاق مبارات زوجین پافشاری نمایند قاضی نیز نیازی به تشکیل جلسه دیگر نبیند، ختم دادرسی اعلام می‌شود. این یعنی اینکه دیگر نیازی به تشکیل جلسه و رسیدگی بیشتر نیست و دادگاه می‌تواند با توجه به همان جلسه یا جلسات برگزار شده رای خود را صادر کند. قاضی پس از اعلام ختم دادرسی اگر بتواند در همان جلسه رای خود را صادر می‌کند و در غیر این‌صورت از آن زمان تا حداکثر یک هفته مهلت دارد تا رای مناسب را صادر کند.
در طلاق خلع برای اینکه زن و شوهر بتوانند رسما از یکدیگر جدا شوند دادگاه به زن اعلام می‌کند که مالی به نام «فدیه» به شوهر پرداخت کند.  منظور از فدیه یا عوض؛ مالی است که در طلاق خلع از طرف زن به شوهر پرداخت می‌شود. زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که فدیه؛ عین مهریه، معادل، کمتر یا حتی بیشتر از میزان مهریه باشد. پس توجه داشته باشید که نکته مهم برای اجرای صیغه طلاق این است که مرد به مبلغی که زن می‌خواهد به او بدهد، رضایت داشته باشد. با پرداخت این مبلغ، صیغه طلاق جاری و جدایی صورت می‌گیرد.
نکته :اگر زن به عوضی که به شوهر داده است، رجوع کند و مالش را پس بگیرد مرد هم این اختیار را پیدا خواهد کرد تا از طلاق رجوع کند و زندگی را از سر بگیرد.

دادگاه در دامه ختم رسیدگی را اعلام و اقدام به صدور و اعلام رای خود به شرح ذیل می‌کند:
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان‌ها زوج و زوجه، آقای علی...و خانم فائزه... مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی)، نظر به اینکه نصایح دادگاه در جهت التیام زوجین و انصراف از طلاق مفید و موثر نبوده و داوران نیز به شرح نظریه تقدیمی عدم توفیق خود را در اصلاح ذات‌البین اعلام و اظهارنظر کرده‌اند که زوجین بر طلاق و جدایی اصرار دارند و حقوق متقابل به شرح ذیل تراضی کرده‌اند: زوجه تعداد 509 سکه را در قبال طلاق خلع به زوج بذل کرده است و زوج نیز قبول بذل می‌کند و مابقی به اقساط ماهیانه یک عدد به زوجه پرداخت می‌شود.
مابقی اقلام جهیزیه حسب توافق به زوجه پرداخت شود.
زوجه ادعایی در خصوص نفقه معوقه و اجرت‌المثل ندارد.
زوجه حسب گواهی پزشک باردار نیست. بنابراین این دادگاه با احراز رابطه زوجیت آنان به موجب مستندات پیوست دادخواست با رعایت قانون، عدم امکان سازش زوج و زوجه را با یکدیگر صادر و اعلام می‌کند و نوع طلاق بائن خلعی است در ضمن طرفین دعوا ضمن عقد خارج لازم به یکدیگر وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر دادند تا در صورت مراجعه نکردن هر یک از آنان برای اجرای صیغه طلاق و ثبت آن، طرف مقابل بتواند اقدام به اجرای صیغه طلاق کند. رای صادره حضوری و قطعی است.  

طلاق خلع و مبارات از اقسام طلاق بائن می باشند که به واسطه کراهت رخ می دهد در این نوع طلاق زن به مرد جهت طلاق دادنش فدیه می دهد.بهتر است برای پیشبردصحیح در چنین پرونده هایی از خدمت وکلا متخصص در این زمینه استفاده نمایید.وکلای داداپ به صورت حضوری و غیرحضوری آماده ارائه خدمات به کاربران در این زمینه می باشند

طلاق مبارات باتوجه به اینکه در مقابل بخشش مال از طرف زن واقع می شود، مثل عقد دارای دو طرف است و توافق دو اراده را لازم دارد. صیغۀ طلاق مبارات ممکن است بکلمۀ مشتق از طلاق گفته شود، چنانکه زن بگوید: مهرم را بتو می دهم که تو مرا طلاق مبارات دهی، شوهر در جواب او بگوید: انت طالق علی کذا. چنانچه به کلمۀ مشتق از مبارات شوهر طلاق گوید، ناچار متعاقب آن باید کلمۀ انت طالق علی کذا گفته شود، مثلًا چنانچه شوهر بگوید: بارأتک علی کذا، باید آن را به عبارت انت طالق علی کذا تکمیل نماید، زیرا کلمات مشتق از مبارات صریح در طلاق نمی باشند.

image
به کمک نیاز دارید؟

مشاوره حقوقی

جهت درخواست مشاوره حقوقی با ما در ارتباط باشید .

در سریعترین زمان ممکن با یک وکیل پایه یک مشورت کنید

info@asrevekalat.ir | 09123545102

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.