bg_image

 

تنظیم و ثبت دادخواست حقوقی

 

دادخواست در لغت به معنای تقاضا و عریضه است که ممکن است شفاهی و یا کتبی باشد و با آن حق و حقوقی مطالبه ‌شود، و در اصطلاح حقوقی به نوشته‌ای اطلاق می شود که در آن خواسته ای از مراجع قضایی تقاضا شود.

دادخواستی که رسیدگی به آن نیاز به صدور قرار یا حکم توسط دادگاه را داشته باشد، نیاز به تقدیم دادخواست دارد و بدون دادخواست قابل رسیدگی نیست، پس با توجه به این اصل دادخواست دستور موقت که قبل از طرح دعوی می توان مطرح نمود باید طی دادخواست صورت گیرد زیرا دستور موقت ماهیت قرار را دارد.

دادخواست، فرم مخصوص ندارد و می توان روی هرگونه کاغذ و یا دست نوشت یا ماشین تحریر آن را تنظیم کرد.دادخواست معمولا در خصوص امور غیر ترافعی است. یعنی برای اموری که رسیدگی به آن در دادسرا به صورت انفرادی و غیر علنی می باشد دادخواست به دادگاه داده می شود. ولی دادخواست مختص دعاوی و امور ترافعی است. یعنی دادخواست برای حل و رفع یک مرافعه یا دعوا بوده و نیاز به وقوع اختلاف و منازعه دارد.

طبق رویه محاکم، دادخواست الزاما باید بر روی فرم های چاپی مخصوص نوشته شود ولی درباره دادخواست چنین الزامی نیست. دادخواست در واقع خواسته ای از دادگاه است که اصولا نیازی به رعایت تشریفات دادخواست را ندارد و نیازی به نوشتن آن روی فرم های چاپی مخصوص دادگاه ها نیست. به عبارتی می توان گفت هر دادخواستی نوعی دادخواست هم هست ولی عکس آن صادق نیست.

به طور کلی دادخواست هایی که به مراجع قضایی تقدیم می شود، برخی از آن ها حتما باید در برگ چاپی مخصوص نوشته شود و برای برخی دیگر چنین الزامی نیست. دسته دوم را به اصطلاح دادخواست گویند.

 

چه افرادی به دادخواست احتیاج دارند؟

 

دادخواست به مفهوم خاصی که در قوانین حقوقی به کار رفته، تقاضایی است که شخص طبق آن انجام امر یا منع انجام امری را از مراجع قضایی تقاضا می‌کند. البته در این نوع دادخواست ها دعوایی مطرح نیست و شکل و قالب خاصی نیز ندارند.

دادخواست هایی که نیاز به تنظیم و تقدیم دادخواست ندارند، شامل موارد زیر است:

  1. دادخواست صدور گواهی انحصار وراثت
  2. دادخواست تحریر ترکه دادخواست تعیین قیم
  3. دادخواست مهر و موم ترکه
  4. دادخواست تأمین دلیل
  5. دادخواست تأخیر اجرای حکم
  6. دادخواست تقسیم ترکه یا ارث
  7. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش.

 

دادخواست را چگونه تنظیم کنیم؟

 

گاهی مواقع تنظیم یک دادخواست خوب، می‌تواند پیچیدگی های خاص خود را داشته باشد، در این حالت حتما توصیه می شود تنظیم دادخواست خود را به یک متخصص واگذار نمایید.

 

مطالب تکمیلی تر در خصوص دادخواست:

 

به موجب ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی، «هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند؛ مگر اینکه شخص یا اشخاص ذینفع، وکیل، قائم مقام یا نماینده قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون دادخواست نموده باشند.»

طبق این ماده، ارائه دادخواست اولین مرحله ای است که هرشخصی در مراجعه به محاکم قضایی با آن دعوای خود را مطرح می کند. همانگونه که ذکر شد، دادخواست نوعی دادخواست است که در ادامه به آن می پردازیم اما نیازی به نوشتن و پر کردن فرم چاپی خاصی ندارد.

 

انواع دادخواست :

 

بر اساس ماده ۱۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی اگر شخصی دارای حقی باشد و احتمال دهد که در آینده برای رسیدن به آن حق نتواند از دلایل و اسناد و مدارک موجود بهره‌مند شود،‌ می‌تواند از دادگاه دادخواست تامین دلیل کند.

گاهی ممکن است اشخاص برای حفظ بسیاری از اسناد و مدارکی که احتمال دارد بعدا بعنوان دلیل و مدرک در دادگاه ها یا طرح دعوای خود مورد استناد واقع شود دادخواست تامین دلیل کنند. مطمئنا می دانید دلیل چیزی است که اصحاب دعوی برای ثابت کردن دعوا یا دفاع از خودشان به آن استناد می‌کنند و تأمین دلیل به معنی حفظ دلایل موجود برای استفاده از آن‌ها در آینده است و دادگاه ها آن را در قالب قرار صادر می نمایند.

 

بر اساس ماده ۱۵۰ قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست تامین دلایل می تواند قبل از اقامه دعوا یا در حین رسیدگی انجام شود. دادخواست تامین دلایل می تواند کتبی یا شفاهی باشد. دادخواست تامین دلایل از سوی ذینفع به شکل یک دادخواست نوشته می شود.

‌شوراها با احراز فوری بودن موضوع، دادخواست را به یک کارشناس رسمی دادگستری در رشته مربوط ارائه می دهند و پس از حضور مدیر دفتر شعبه مربوطه یا کارشناس مذکور در محل و صورت برداری از خواسته خواهان یا به عبارتی جلب نظر کارشناس‌، شورا صورتجلسه مربوطه را با ذکر نظر کارشناس تنظیم می‌کند.

 

انواع دادخواست تامین دلیل

 

در موارد مختلفی به تامین دلیل احتیاج است. مثلا اگر صاحب یک وسیله نقلیه، اتومبیلش خسارت دیده و می خواهد از خودرو خسارت‌ دیده خود هر چه زود‌تر استفاده کند و نمی‌خواهد منتظر سپری شدن تشریفات و مراحل دادرسی که وقت نسبتا طولانی را می‌طلبد بماند، می‌تواند با ارائه دادخواست تامین دلیل به مرجع قضایی و تقاضای اجرای آن، خسارت دقیق وارد ‌شده به وسیله خود را مشخص کند، و بعد از آن نسبت به تعمیر و بازسازی خودرو اقدام نماید و از آن استفاده کند و بعد از آن به استناد تامین دلیلی که انجام شده است، خسارت وارده به خود را از عامل زیان، مطالبه کند.

گاهی هم ممکن است که امکان از بین رفتن یا از دسترس خارج شدن دلایل و مدارک مورد نظر مدعی وجود داشته باشد، در نتیجه از طریق تامین دلیل می‌توان به سهولت این دلایل را حفظ کرد. برای مثال شخصی که می‌تواند در دادگاه شهادت بدهد و یا از امری مطلع و آگاه است، بخواهد از کشور خارج شود و یا به علت بیماری در آستانه فوت باشد و نتوان بعدها به او دسترسی پیدا کرد، دراین شرایط آسان ترین و مطمئن ترین راه اخذ تامین دلیل است.

 

دادخواست تامین خواسته

 

تامین در لغت به معنی قراردادن در امن و آسایش است. دادخواست تامین خواسته راهی برای جلوگیری از تضییع حق است. در این روش، خواهان عین خواسته خود، یا معادل آن را از اموال خوانده تا پایان دادرسی بازداشت و از نقل و انتقال آن جلوگیری می‌کند تا طلب خود را وصول کند.

هر گاه که حقی از فردی ضایع شود، مدعی آن حق می‌تواند برای اجبار طرف مقابل به احقاق حق خود، اقدام به طرح دعوا کند. در همین رابطه و برای پیشگیری از تضییع بیشتر حقوق اشخاص در طول روند دادرسی و رسیدگی به پرونده، قانون این امکان را فراهم نموده که خواهان بتواند مال مشخص یا همان عین طلب خود و یا معادل آن را از اموال خوانده دعوا توقیف کند تا در نهایت اگر دادگاه به نفع او رای نهایی صادر کرد،‌ اموالی از خوانده برای احقاق حقوق او موجود باشد.

طبق ماده ۱۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست تامین خواسته ممکن است قبل از اقامه دعوا یا بعد از آن صادر گردد. اصولا در هنگام دادرسی، چه در مرحله نخستین و چه در مرحله تجدیدنظرخواهی، خواهان این امکان را خواهد داشت که دادخواست تأمین خواسته خود را به دادگاه رسیدگی کننده به اصل دعوا،‌ تقدیم کند.
دادخواست قرار تأمین خواسته اگر قبل از اقامه دعوی و یا در جریان رسیدگی باشد باید به دادگاهی تقدیم شود که صالح به رسیدگی به اصل دعوی است.

 

بعضا امکان دارد موعد یک طلب یا زمان تحویل مال معینی هنوز فرا نرسیده باشد و این احتمال همیشه وجود دارد که خوانده در آینده اقدامی کند که حقوق خواهان تضییع شود و در زمان سررسید پرداخت و یا تحویل آن مال، خواهان نتواند به مال خود دسترسی داشته باشد. در این شرایط و طبق ماده ۱۱۴ قانون آیین دادرسی مدنی برای آنکه دادگاه بتواند قرار تامینی صادر کند ضروری است که دعوا مستند به سند رسمی باشد و خواسته در معرض تضییع و نابودی قرار داشته باشد.

 

مراحل دادخواست انحصار وراثت

 

پس از فوت هر شخص، اموال او به صورت قهری به وراثش منتقل می‌شود. اگر وراث ‌بخواهند سهم‌الارث خود را مطالبه و در آن دخل و تصرف نمایند، در بدو امر باید دادخواست انحصار وراثت نمایند. به عبارتی باید مشخص گردد که اولا آیا آنها ورثه قطعی متوفی محسوب می شوند؟

و سهم الارث هرکدام از آن ها چه میزان از ماترکه متوفی است؟

در این حالت منحصر بودن آن ها و سهم‌الارث هر یک از آن ها در دادگاه مورد بررسی و اثبات قرار می گیرد. کارکرد گواهی انحصار وراثت نیز همین است و بدون انحصار وراثت، وضعیت ورثه و نحوه تقسیم ترکه به طور رسمی نمایان نمی‌شود.

 

اشخاص صالح برای ارائه دادخواست گواهی انحصار وراثت

 

ورثه شخص متوفی و افراد ذینفع اعم از هر فردی که منفعتی یا دینی در اموال متوفی داشته باشد، می‌تواند از شورای حل اختلاف، تقاضای صدور گواهی انحصار وراثت نماید.

اگر وراث یا افراد ذینفع متعدد باشند، نیازی نیست که همگی آن ها دادخواست انحصار وراثت نمایند و اقدام یک فرد از این افراد برای شروع فرآیند دادخواست گواهی انحصار وراثت کافی است.

ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید: «دعاوی راجع به ترکه فرد متوفی اگر خواسته، دین و یا مربوط به وصیت های متوفی باشد، تا زمانی که اموال او تقسیم نشده، در دادگاهی باید اقامه ‌شود که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران، آن محل بوده و اگر آخرین اقامتگاه فرد معلوم نباشد، رسیدگی به دعاوی یادشده در صلاحیت دادگاهی است که آخرین محل سکونت فرد فوت شده در ایران، در حوزه آن دادگاه بوده است.»

هم اکنون مرجع صلاحیت داری که به انجام امور مربوط به انحصار وراثت می‌پردازد، شورای حل اختلاف است.
توصیه می کنیم برای تنظیم یک دادخواست صدور گواهی حصر وراثت خوب با مشاورین و وکلای متخصص عصروکالت مشورت نمایید.

 

دادخواست مهر و موم ترکه

 

اگر ترکه متوفی از جمله اموال عمومی باشد و فرد یا افرادی که آن اموال در نزد آنها امانت است بعد از اینکه مراتب را به رئیس حوزه قضائی اعلام نمودند، رئیس آن حوزه قضایی مراتب را جهت صدور قرار مهر و موم ترکه به دادگاه عمومی صلاحیت دار اعلام می کند.

 

اقدامات دادگاه تا مرحله صدور قرار مهر و موم ترکه

 

  • مطابق ماده ۱۷۵ قانون امور حسبی، زمان مهر و موم را دادگاه به افرادی که ذینفع بداند اطلاع می دهد. البته این امر نباید موجب تاخیر در اجرای مهر و موم شود مثل اینکه افراد ذینفع در خارج از ایران اقامت
  • داشته باشند یا اینکه محل اقامت آنها مشخص نباشد و یا اینکه در ترکه اموال منقولی مثل فرش، خودرو و… باشد که احتمال سرقت و دستبرد به آنها دور از ذهن نباشد.
  • اگر اطلاع به افراد ذینفع و احضار آنها موجبات تضییع و تفریط ترکه را به دنبال داشته باشد، دادگاه باید راسا بدون حضور این افراد و سایر اشخاص ذینفع مبادرت به مهر و موم ترکه نماید. چرا که علت و فلسفه اصلی مهر و موم، جلوگیری از حیف و میل شدن اموال است.
  • همانگونه که ذکر شد از آنجایی که مهر و موم ترکه برای حفاظت ازحقوق اشخاص ذینفع یا همان ورثه می باشد و طبیعت مهر و موم، احتیاجی به اطلاع تمامی اشخاص ذینفع ندارد، لذا به همین علت قانونگذار در مواد ۱۷۲ و ۱۷۳ قانون امور حسبی مقرر می دارد: چنانچه ورثه احتیاج به تعیین قیم و یا نصب امین داشته باشند، نصب امین و تعیین قیم را پس از مهر و موم لازم می داند، بنابراین چنانچه دادگاه تشخیص داد که مهر و موم فوریت دارد باید بلافاصله جلسه دادگاه در وقت فوق العاده تشکیل داده و سپس مباردت به صدور قرار مهر و موم نماید.
  • جهت اجرایی نمودن دادخواست مهر و موم ترکه، دادرس مجری قرار مهر و موم، به محل از پیش تعیین شده رفته و اقدامات خود را که شامل اجرای عملیات مهر و موم و تنظیم صورت جلسه قرار مذکور می‌باشد انجام می دهد. همه این موارد با ارائه دادخواست مهر و موم ترکه به شوراهای حل اختلاف صورت می پذیرد.
×